شيخ حسين انصاريان

76

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

أوّلُ مَا خَلَقَ اللّهُ نُورِى « 1 » . اول چيزى كه خدا آفريد نور من است . و گاه بيان مىكند : أوّلُ مَا خَلَقَ اللّهُ رُوحِى « 2 » . اول چيزى كه خدا آفريد روح من است . كه با توضيحى كه در صفحات گذشته داده شد مىتوان نتيجه گرفت كه ميان نور و قلم و عقل و روح اتحاد در معنى است و همهء اين كلمات اشاره به يك حقيقت دارند و آن حقيقت محمّديه است . « عباراتنا شتى و حسنك واحد » عبارات ما مختلف است و اين عبارات با همهء اختلافش به يك حقيقت واحد كه زيبايى بىهمتاى توست اشاره دارد . مسألهء عشق نيست در خور شرح و بيان * بِهْ كه به يك سو نهند لفظ وعبارات را « 3 » در هر صورت ، وجود مقدس او اصل همهء اشيا و ريشهء همهء موجودات و مايهء وجودى كلّ مخلوقات است . نور و قلم و عقل و روح مراتب يك حقيقت‌اند به اين معنا كه : نور ، حقيقت قلم و روح است ، و روح و قلم ، حقيقت عقل است . پس خدا حقيقت محمّديه را كه داراى مرتبهء نور و قلم و عقل و روح است ، بىواسطه از نور خود آفريده است و به واسطهء او ، ديگر موجودات را

--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 1 / 97 ، باب 2 ، حقيقة العقل وكيفيته ، حديث 7 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 54 / 306 ، تكمله . ( 3 ) - وحدت كرمانشاهى .